ابو القاسم سلطانى
126
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
بر خصيه بندند جهت قيله الماء 7 * و تحليل اورام آن نافع . . . ( مخزن 450 ) . سمنه و سمينون حب السمنه بود ( فرهنگ مخزن ) . با توجه به گفته حنين و ديگر پزشكان سنتى اغرياقنابس يا قنابس اغرياى ديوسكوريد قنب برى مىباشد و همانطوريكه در فوق ملاحظه گرديد مرفولوژى گياه و خواص درمانى ذكرشده در كتب سنتى ذيل عناوين قنب برى و شهدانج برى يكى مىباشد و ابن سينا نيز قنب برى و شهدانج برى را مترادف دانسته است از طرف ديگر كليه پزشكان سنتى حب السمنه را شهدانج برى دانستهاند و در فرهنگ مخزن نيز آمده كه آن حب السمنه است ، لذا حب السمنه دانه قنب برى مىباشد . مرفولوژى گياه كه توسط ديوسكوريد شرح داده شده است با مرفولوژى گياهى كه امروزه در كشورهاى عربى قنب برى يا تيل بلدى و در پارسى ختمى شاهدانهاى ، خطمى كنفى ، شاهدانه صحرائى ، شاهدانه مصرى ناميده مىشود كاملا مطابقت دارد و نام علمى آن در صدر آمده است . لذا اينكه برخى مولفين و محققين حب السمنه را دانه شاهدانج يا شاهدانه بستانى Cannabis sativa L ذكر نمودهاند صحيح به نظر نمىرسد و در كتب قديم مرفولوژى و خواص درمانى قنب يا شهدانج و قنب برى يا شهدانج برى جداگانه و كاملا متفاوت با يكديگر ذكر شده است . ( 1 * ) - مطالب بين [ ] ترجمه اضافاتى است كه ابن بيطار علاوه بر آنچه در اينجا آمده است از قول ديوسكوريد ذكر نموده است لذا نسخهاى كه ابن بيطار در اختيار داشته كاملتر بوده است و اين اضافات در شناسائى گياه كمك بسيارى نموده است . ( * ) - انجشا - Alkanna tinctoria Tausch ( 2 * ) - اضافه شده از جامع مفردات ( 3 * ) - قاعدتا مىبايست گفتار رازى مقدم بر ابن سينا آمده باشد ولى از نظر پيوستگى و مشابهت گفتار ابن سينا و ديوسكوريد و نتيجهگيرى در شناسائى گياه قدمت تاريخى در نظر گرفته نشد . ( 4 * ) - واژه جنگلا در ساير ماخذ مانند تحفه و مخزن حنكلا آمده است و شايد حنكلا معرب جنگلا فارسى باشد . ( 5 * ) - اضافه از مخزن ( 6 * ) - ادامه مطالب همان است كه دقيقا ديوسكوريد تحت عنوان اغرياقنابس و ابن سينا ذيل شهدانج برى آورده است و اغرياقنابس را حنين و ديگران قنب برى ترجمه كردهاند . ( 7 * ) - قيله الماء ، قيله المائيه Hydrocele تورم ايجادشده ناشى از تجمع مايع سروزى در واژينال بيضه . Code - 329 ورد الزينه Althaea ficifolia Cav واژه ورد الزينه را براى اولينبار ابن بيطار براى گل گياه ختمى به كار برده است و مىنويسد آن گل شجره الخطمى است و اهل مغرب آن را ورد الزوانى مىنامند . . . ( جامع مفردات ج 4 - 190 ) . ولى امروز اين نام به گياهى كه نام آن در صدر آمده است اطلاق مىگردد و براى آن همان خواص ختمى را منتهى ضعيفتر قائل